پیامهای پنهان آب

پیامهای پنهان آب

 

ماسورو اموتو1 دانشمند چینی در کتابی تحت عنوان «پیامهای پنهان آب»2، که در سال 2004 منتشر کرد، ثابت کرده است که مولکولهای آب بر اساس پیامی که به آنها داده می‌شود تغییر شکل می‌یابند و تحت تاثیر آن قرار می‌گیرند مثلاً در تکرار کلمه عشق برای یک قطره آب کریستالهای آن منظم و زیبا شده‌اند و در تکرار کلمه جنگ کریستالهای آن در هم شکسته‌اند. پیامهای پنهان آب تئوری تکان‌دهنده‌ای است که نشان می‌دهد که چطور آب عمیقاً با آگاهی عمومی و فردی افراد جامعه در ارتباط است. دکتر اموتو، در این تحقیق خود، توانایی آب را در جذب، نگهداری و حتی انتقال احساسات و روحیات بشر بیان می‌‌دارد. او با استفاده از روش عکاسی مخصوص با سرعت بالا به این مطلب پی برد که کریستالهای تشکیل شده در آب منجمد، هنگامی که افکار متمرکز و خاصی متوجه آن باشد دارای تغییرات خاصی است. همچنین موسیقی، تصاویر و کلمات نوشته شده بر روی صفحه کاغذ و عکسها تاثیر خاصی بر ساختار این کریستالها دارد. اموتو معتقد است آب توانایی دریافت طیف گسترده‌ای از فرکانسها را دارد، بنابراین می‌تواند از این طریق دنیا را منعکس کند. وی دریافت، آبی که از چشمه‌سارهای تمیز جاری می‌شود و آبی که در معرض کلمات عاشقانه قرار دارد جلوه‌گر اشکال زیبا به صورت رنگی و شفاف است. در حالیکه آب آلوده و آبی که در معرض افکار منفی قرار دارد به صورت اشکال ناقص و نامتقارن با رنگهای کدر می‌باشد. او همچنین معتقد است از آنجا که 70 درصد بدن انسان و 70 درصد کره زمین را آب فرا گرفته است ما می‌توانیم سلامتی سیاره و خودمان را با بیان آگاهانه عشق و امیدواری تضمین کنیم. براساس این نظریه هر پیامی که به آب داده شود، چه در مقیاس کلان و چه در مقیاس کوچک، آب آن را حمل خواهد نمود3.

 

آب در قرآن

قرآن کریم، از هنگام نزول تا هم اکنون، سرچشمه پیدایش و سرمایه پرورش بزرگترین و پاکترین روحها، بلندترین همتها، استوارترین اراده‌ها، عمیق‌ترین افکار، عالیترین معارف، نغزترین ادبیات و دل‌انگیزترین هنرها در عرصه‌های گسترده و حوزه‌های گوناگون حیات فکری و فرهنگی و علمی و اجتماعی و ادبی و هنری مسلمانان در همه اکناف عالم و در پهنه تاریخ پر افتخار فرهنگ و تمدن اسلامی بوده است.

قرآن کریم برخلاف روشها و اندیشه‌های کلامی و فقهی و فلسفی، که بیش از هزار سال است در جامعه اسلامی رایج و شایع شده‌اند، توجه و عنایت فوق‌العاده‌ای به طبیعت و عناصر طبیعت دارد (در این میان، آب از عمده‌ترین عناصر طبیعت به

1            3- ماهنامه مهراب شماره 5و6- Masara  Emotot                       

                            2- The Hidden Messages in Water

شمار می‌آید)، به طوری که در میان ادیان الهی هیچکدام به اندازه دین مبین اسلام، به ویژه قرآن کریم، به موضوع «آب»

 

نپرداخته‌اند؛ تنوع موضوعی، تفصیل مباحث آب و تاکیدات قرآن به ارزش و اهمیت آب، بیانگر این حقیقت است که توجه

قرآن به طبیعت و بالاخص آب همه سویه بوده است.

واژه «ماء» اصل عبری آن «مُی- میم» و سریانی آن «میا» است که در عربی تغییر شکل داد و «ماء» شد. این لغت در اصل به معنی «هر مایع غیر جامد» است چه آب مطلق باشد یا آبهای مضاف، ولی وقتی به صورت «ماء» مطلق استفاده می‌شود منسوب به آب خالص است.

واژه «ماء» در قرآن کریم 59 بار به صیغه مفرد و 4 بار با متصل شدن به ضمائر به کار رفته است. ماء به صیغه مفرد در موضوعات گوناگون کاربرد داشته است:

1)   ماء به معنای باران: در آیات سوره‌های بقره (آیات 23 و 164)، انعام (آیه 99)، اعراف (آیات 50 و 57)، انفال (آیه 11)، یونس (آیه 24)، رعد (آیه 17)، ابراهیم (آیه 32)، حجر (آیه 22)، نحل (آیات 10 و 65)، کهف (آیه 45)، طه (آیه 53)، حج (آیات 5 و 63)، مؤمنون (آیه 18)، فرقان (آیه 48)، نمل (آیه 60)، عنکبوت (آیه 63)، روم (آیه 24)، لقمان (آیه 10)، فاطر (آیه 27)، زمر (آیه 21)، فصلت (آیه 39)، زخرف (آیه 11)، ق (آیه 9)، قمر (آیه 11)، نبأ (آیه 14) و عبس (آیه 25).

2)     ماء به معنای بستر و عرش خداوندی: سوره هود (آیه 7).

3)     ماء به معنای آب وضو: سوره نساء (43) و سوره مائده (6).

4)     ماء به معنای طوفان و سیل سهمگین:‌ سوره هود (آیات 43 و 44).

5)     ماء به معنای مطلق آب: سوره رعد (آیه 4)

6)     ماء به معنای منشأ خلقت و ماده اصلی موجودات زنده: سوره انبیاء (آیه 30) و سوره نور (آیه 45). 

7)     ماء به معنای نطفه در خلقت انسان: سوره‌های طارق (آیه 6)، مرسلات (آیه 20)، سجده (آیه 8) و فرقان (آیه 54).

8)     ماء به معنای جوی و نهر آب: در توصیف جویها و نهارهای آب بهشتی.        

9)     ماء و سراب: در سوره نور (آیه 39) اعمال ناباوران به سرابی تشبیه شده است.

10) ماء در معنای چشمه‌سارها: سوره نازعات (آیات 30 و 31) و سوره قمر (آیه 12).

11) آب آشامیدنی در جهنم: سوره ابراهیم (آیه 16) و سوره محمد (آیه 15).

12) ماء به معنای چاه آب: سوره‌های قصص (آیه 23)، قمر (آیات 27-28)، ملک (آیه 30) و کهف (آیه 41).

13) آب آشامیدنی جاری در بهشت: سوره واقعه (آیات 27 تا 31).

همچنین بیش از صد آیه به طور متفرق درباره آب در طبیعت وجود دارد که هر کدام به ویژگیها و نقش آب اشاراتی مستوفی دارند و گاه مسائل علمی آن را یادآوری کرده، حتی در برخی موارد نیز به چگونگی تصفیه آبها نیز اشاره می‌کند که بعد از گذشت 14 قرن از این اطلاعات، شگفت‌آور است. 

آب در قرآن اهمیتی عمیق دارد. خداوند در آیات متعدد انسان را به تفکر در آب و شکرگزاری این نعمت بزرگ یادآور شده است1. آب به عنوان برکت خداوندی است که حیات می‌بخشد، حیات را حفظ می‌کند و بشر و زمین را پاکیزه می‌گرداند. عرش خدا بر روی آب و بهشت به صورت باغهایی که نهرهایی زیر آنها جاری است تشریح می‌شود. به نظر می‌رسد که در قرآن آب با ارزش‌ترین آفریده خداوند بعد از انسان می‌باشد. خاصیت «حیات‌دهندگی» آب در آیات متعدد قرآن اشاره شده است (مثلاً آیات 48 و 49 سوره فرقان: و خداوند آب را از ابرها پایین فرستاده و به وسیله آن زمین را پس از مردنش حیات داده است). آب نه تنها حیات می‌بخشد بلکه هر حیاتی اصلش از آب است (ما هر موجود زنده‌ای را از آب آفریدیم)

در قرآن کریم: آب، رزق الهی است و باید از آن بجا استفاده شود؛ پدیدآورنده و نازل‌کنندة آب آشامیدنی خداست؛ اوست که با آب انسانها و حیوانات را سیراب می‌کند؛ خداوند بر انسانها به سبب نازل کردن آب آشامیدنی منّت گذارده؛ وجود چشمه‌سارها را بر روی زمین از آیات الهی معرفی کرده؛ چشمه‌های بهشتی را یکی از بهره‌های متقین در بهشت توصیف کرده؛ جهنمیان را از آب آشامیدنی محروم توصیف کرده، به طوری که از بهشتیان درخواست آب آشامیدنی می‌کنند.

قرآن می‌فرماید خداوند انتقال دهندة آب به سرزمینهای خشک است. ایمان و تقوا و استغفار و توبه و پایداری در راه عقیده را از عوامل فراوانی و برکت آب معرفی کرده است. همچنین قرآن کریم در آیات متعدد آسمان و ابرهایی که به وسیلة باد متراکم می‌شود و چاه و دریا و زمین و کوه‌ها را از منابع تولید و تأمین آب می‌داند.

آب برای مسلمانان اهمیت ویژه‌ای برای استفاده در طهارت، وضو، غسل و غیره دارد. امام صادق (ع) آب و طهارت را کلید قرب و مناجات با خدا معرفی نموده‌اند: «چون اراده طهارت و وضو نمودی چنان به سوی آب روان شو که گویی به سوی رحمت خدای تعالی می‌روی که خداوند تعالی آب و طهارت را کلید قرب و مناجات خویش و نشانی برای راهنمایی مردم به سوی خوان خویش مقرر فرموده است و چنان که رحمت خداوند گناهان بندگان را پاک می‌کند نجاست‌های ظاهر را جز با آب نمی‌توان پاک کرد. پس چنان که هر نعمت دنیوی را با آب، حیات بخشید به رحمت و فضل خویش حیات قلب باطنی و عبادات را نیز به وسیله آب (که همانا طهارت است) زندگی و کمال بخشید. در صفا، پاکی، شفافیت، فراوانی آن و امتزاج لطیف‌اش با هر چیز بیاندیش و آن را در تطهیر اعضای بدنت که خدا به تطهیرشان امر فرموده به کار گیر و واجبات و سنن تطهیر را بجای آور که در هر یک از آنها فواید بسیاری نهفته است پس چون آب را گرامی داشته و آن را به کار گیری، به زودی چشمه‌های فواید بسیاری برایت جوشیده خواهد شد».

آیا به آبی که می‌نوشید اندیشیده‌اید؟ آیا شما آن را از ابر نازل کرده‌اید یا ما آن را نازل می‌کنیم؟ هر گاه بخواهیم این آب گوارا را تلخ و شور قرار می‌دهیم پس چرا شکر نمی‌کنید؟» (آیات 68 تا 70 سوره واقعه). «بگو: به من خبر دهید اگر آبهای (سرزمین) شما در زمین فرو رود چه کسی می‌تواند آب جاری و گوارا در دسترس شما قرار دهد؟» (آیه 30 سوره ملک)

 [3]- اگر مردم پاک و پرهیزگار شوند رحمت الهی بیشتر نازل می‌شود و گاهی بر اثر گناهان فراوان بارش کم می‌شود، در آیه 96 سوره اعراف می‌خوانیم: «اگر مردم ساکن در آبادی‌ها ایمان آورند و تقوا پیشه کنند برکات آسمان و زمین را بر آنان می‌گشاییم». در این که مقصود از برکات آسمان و زمین چیست در میان مفسران اختلاف نظر است، برخی آن را به نزول باران و روییدن گیاهان تفسیر کرده‌اند و برخی به اجابت دعاها و حل مشکلات زندگی و این احتمال نیز وجود دارد که مقصود از برکات آسمانی، برکات معنوی و منظور از برکات زمینی، برکات مادی باشد. ولی با توجه به آیات قبل از این آیه که سخن از مجازات مجرمان به وسیله سیلاب از آسمان یا طغیان چشمه‌ها و یا صاعقه‌ها و زلزله‌هاست به نظر می‌رسد تفسیر اول مناسب‌تر باشد و اشاره به این حقیقت است که اگر انسان تقوا پیشه کند و با ایمان باشد به جای عذاب، از آسمان و زمین بر او برکت خواهد بارید و این انسان است که برکات را به بلاها تبدیل می‌کند. آیه 16 سوره جن، نیز استقامت در راه حق را سبب نزول آب بیان می‌نماید: «اگر بر طریقه راست پایداری کنند از آبی فراوان سیرابشان کنیم». علامه طباطبایی نوشته است: مقصود از «طریقه» در آیه 16 سوره جن، راه اسلام است که پایداری بر آن موجب وسعت در روزی مادی مردم می‌شود و این آیه به معنی آیه 96 سوره اعراف می‌باشد. ایشان در تفسیر آیه 96 اعراف نیز آورده‌اند که: مقصود از برکات آسمانی، باران و برف و سرما و گرما در وقت خود و مقدار سودمند از آنهاست و مقصود از برکات زمینی گیاه، میوه و ... است.

حضرت علی (ع) می‌فرمایند: «بارش هیچ سالی کمتر از سال دیگر نیست ولی خدا هر جا بخواهد آن را فرود آورد و سنت الهی چنین است که هرگاه گروهی معصیت‌کار شوند، آن مقدار بارانی که برای آنان در نظر گرفته بود به جای دیگر می‌برد» (بحارالانوار ج 73 ص 329) . امام سجاد (ع) نیز می‌فرماید: «گناهانی که مانع بارش رحمت آسمانی است عبارتند از: ستم قاضیان در داوری، شهادت ناحق، کتمان شهادت» (میزان‌الحکمه ج 3 ص 469)

آب را بهتر بشناسیم

مقدمه

 

بهترین چیزی که می توان در تعریف آب نوشت این است که «آب مایه حیات است». آب خالص از نظر شیمیائی از 33 جسم مختلف تشکیل شده است .در حقیقت آب برای انسان آن‌قدر لازم و مهم است که اهمیت آن مثل وجود آن برای حیواناتی است که در آب زندگی می‌کنند.

میلیونها و میلیارها سلولهای بدن ما در یک دنیای مایعاتی متغیر زندگی می‌کنند که به وسیله دستگاه‌های خودکار بطور معجزه‌آسایی خون و آب بدن ما کنترل و مرتب می‌شوند.

آب، نه تنها نقش حیات را دارد بلکه برای بسیار از امراض، دارویی شفابخش است. دقیقاً مشخص نیست که چه خاصیتی در آب هست که تاثیری قطعی بر بیماران، حتی اشخاص سالم و تندرست دارد. اما دانشمندان به طور مکرر تصدیق کرده‌اند که آب دارای یک قدرت شفابخش خیلی نیرومند می‌باشد.

گذشته از نتایج نیکویی که آب به بیماران می بخشد دنیای آب همچنین دنیایی پر از نشاط و شادی است که در دسترس همه می‌باشد و همه می‌توانند از آن بهره ببرند. قوای طبیعی که در آب وجود دارد هنوز بطور کامل مورد مطالعه و تحقیق قرار نگرفته است. سیمون‌باروخ در سال 1893 اولین کتاب اصلی خود به نام «موارد استعمال آب در طب جدید» را درباره این موضوع منتشر کرد. وی در سال 1920 نیز کتاب کوچک دیگری در این باره بنام «ملخص معالجه با آب» انتشار داد. از مطالعه این کتاب به وضوح نتیجه گرفته می‌شود که آب یک عنصر قوی و مهم در حیات و زندگی انسان است. به عقیده وی، خواص آب عبارتند از: مقوی، مسکن درد، نیروبخش، مدر، معرق، مهوع، مسهل، مفید برای نگهداری متابولیسم، ضد عفونی کننده، قاطع تب، خواب‌آور و دارای خاصیت بی‌حس کنندگی موضعی.

روایاتی از پیامبر اکرم (ص) و ائمه معصوم (ع) درباره خاصیت شفابخش آبهای گرم و سرد و نیز آبهای گرم معدنی که با حرارت و گرمی از چشمه‌ها بیرون می‌آید وجود دارد که در بعضی بطور کلی عنوان شفابخش بودن آب را تذکر داده و در بعضی خاصیت دارویی آن را تعیین نموده‌اند. برخی از این روایات عبارتند از:

امام علی (ع) فرمودند: «سه چیز چشم را نورانی می‌کند، نگاه به سوی سبزه و منظره زیبا و نظر به سوی آب جاری و دیدار چهره نیکوصورتان و چهره بشاش و شادمان و پاکیزه». روانشناسان جهان نیز بر این عقیده‌اند که تماشای آب جاری، اثرات و واکنشهای شفابخشی بر روح باقی می‌گذارد به طوری که کمتر دارو و درمانی تا آن درجه مؤثر واقع می‌شود.   

امام علی(ع) فرمودند: «بر شخص تب‌دار آب سرد بریزید آب حرارت تب را خاموش می‌کند.»[1]

از امام صادق (ع) روایت شده که:

«حزاء با آب سرد برای معده خوب است.»[2]

«اگر خنکی و رطوبت آب نبود آتش معده، او را می‌سوزانید.»[3]

«آب جوش بر هر چیز نافع است و به هیچ چیز ضرر نمی‌رساند.»[4]

«آب سرد حرارت را خاموش، صفرا را ساکن و غذا را در معده ذوب می‌کند و تب را می‌برد.»[5]

امام رضا (ع) از پدران بزرگوارشان از حضرت سجاد (ع) نقل کردند: «دو چیز است که به هر شکمی داخل شود آن را اصلاح می‌کند. آن دو انار و آب زلال می‌باشند»[6]

انسان، همواره باورهای دینی خود را به گونه‌ای با طبیعت گره زده است. او آنگاه که خدای قادر و متعال را در پی آفرینش جهان، از تلاش و کار وارسته می‌پنداشت و اله‌ها و رب‌النوع‌ها را دست‌اندرکار تدبیر امور گیتی می‌دانست، بر پای این رب‌النوع‌ها به سجده می‌افتاد و زمانی که از اندیشه‌های والا برخوردار  می‌شد و از بند الهه‌ها می‌رست و خدای متعال را همه کاره حیات می‌شمرد دست تضرع به سوی او می‌گشود تا بر قوای طبیعت فرمان رحمت و لطف دهد و از خشم و غضب بر بشر خاکی درگذرد. از این‌رو نمی‌توان هیچ پدیده طبیعی مرتبط با سرنوشت انسان خاکی را، بی‌نگاه به باور و اعتقاد دینی کاوید و ره به راهی روشن گشود. در مقوله باران و آب که حضوری سرنوشت‌ساز در زندگی بشر دارد، این مهم نمودی روشن‌تر داشته است.

از زمان قدیم، آب همواره در میان تمام ادیان و ملل جایگاه ویژه‌ خود را داشته و مورد احترام و پرستش خاصی بوده است. مردم با عزت و تکریم همراه با ترس به چشمه‌ها و آبهای معجزه‌گر نزدیک می‌شدند. در طی مراسم مذهبی اهمیتی خاص برای آب قایل شده و حتی آن را پرستش و خدایانی به آن نسبت داده‌اند. این ماده در ادوار کهن در اندیشه مردمان باستان اساس و نقطه آغازین آفرینش و زایش دانسته می‌شده است.

در اکثر ادیان باستان، آب، باران و عناصر همگون تنها یک مظهر عادی طبیعی نیستند بلکه اصل و ریشه همه چیزند. آب خمیر مایه حیات و خلقت است. به همین سبب است که ایزدان باران و یا آب و دریا در بین این اقوام، مقامهای بالاتری نسبت به ایزدان دیگر عناصر دارند. بیشتر خدایان آبها در بین ملل مختلف الهه بوده‌اند. در آشور به آنها ایشتار و ملیتا، در بابل ایشتار، در فنیقیه استرادت، در یونان آفردیت، در ایران آناهیتا و در ارامنه به آنها آناهید و استخیک می‌گفتند. اینها در بین مردم گرامی‌تر از خدایان دیگر بوده‌اند و مجسمه‌ها و بناهای آنها در مکانهای پر آب ایجاد می‌شد.

این همه نقش و قدرتی که مردم باستان برای خدایان آب، باران، رعد و برق، رودخانه‌ها و دریاها قایل بودند بیانگر اهمیت و عظمت باران و آب در زندگی بشر است. این نقش و اهمیت هیچ‌گاه ارزش خود را از دست نداده است بلکه همواره در حال ازدیاد بوده و روز به روز نیز بیشتر می‌شود. در ادیان توحیدی نیز آب از نقش ویژه‌ای برخوردار می‌باشد. 

در شاهنامه فردوسی پیل سپید که منکوب رستم می‌شود همان روح آب است که مهار می‌شود و رونق کشاورزی را به همراه دارد. ناصر خسرو قبادیانی نیز در دیوان اشعار خویش آفرینش را این چنین دانسته:

نهاد عالم ترکیب و چرخ و هفـــت اختر          شد آفریده به ترتیب از این چهار گوهر

ز آب روشن و از خاک تیره و آتش و باد          چهار گوهر و هر چهار ضد یــکـدگـر

در این بخش، آب از منظر ادیان و تمدنهای باستان، ادیان توحیدی و همچنین آب در فرهنگ ایرانیان بیان می‌شود.

قیامت چگونه است(حوادث قیامت)

قـیـامـت

تأثیرات زلزله روی موجودات زنده

«مـردم! رهنمودهای آفریدگار خود را بکار بگیرید که لرزش روز رستاخیز لرزشی بی سابقه است ـــ روزیکه با آن مواجه شوید: هر شـیر دهنده در حال شیر دهی شیرخوار خود را رها می کند وهر ماده بارداری وضع حمل میکند، و مردم را مست می بینی در حالیکه مست نیستند بلکه مجازات خـدا طولانی است».

نکات آیـه:

1ـــ زلزله باعث وضع حمل می شود،انسان را مست می کند، باعث رها نمودن شیردهی می شود:

موجهای صوتی با تناوب ضعیف، با تواتر و تناوب ضعیف تر از شنوائی بشر (مادون صوت) با 7 ــ 15 نوسان  در هر ثانیه، بیش از آنچه شنیده شوند احساس می شوند و روی موجودات زنده تأثیر می گذارند. نمونه این نوع تواتر و تناوبِ صوتی زلزله ها هستند. زلزله در صورت شـدید بودن و طول کشیدن از جمله همین تأثیراتی که در آیه بیان شده را روی انسان می گذارند. کسیکه در حال شیردادن به نوزاد است شیر دهی نوزاد را رها می کند. کسیکه باردار است وضع حمل می کند. و انسان گیج و منگ میشود یا به توصیف قـرآن "مست" بنظر می رسد.

2ـــ روز رستاخیز با زلزله بی سابقه همراه خواهد بود:

زمین از جهت غرب در جهت شرق بدور خود می چرخد که این امر یکی از دلایل ایجاد شب و روز در روی زمین است. هر صد سال یک هزارم ثانیه از سرعت حرکت زمین بدور خود کاسته میشود (به عبارتی هر یک قرن یک هزارم ثانیه به طول روز اضافه می شود). طوری که حدوداً 4 هزار میلیون سال پیش سرعت زمین آنقدر زیاد بوده است که طول شب و روز 4 ساعت بوده است. نتیجه کم شدن از سرعت زمین اینست که روزی زمین از حرکت باز خواهد ایستاد و بعد به سمت عکس حرکتِ کنونی خود حرکت خواهد کرد (یعنی از شرق به غرب)، و خورشید نیز از غرب طلوع خواهد کرد. در مدتی که زمین از حرکت باز خواهد ایستاد دچار تنش و لرزشهای سهمگینِِ بی سابقه خواهد شد.

صـدا مـی کُـشـد

 

« و در شـیـپـور دمـیـده خواهد شد و هـر کـه در زمین و سـیارات باشد بیهـوش شده و می میرد غیر از آنکه خدا آنرا استثناء کرده باشد».

 نکات آیه:

1ـــ صدا انسان را بیهوش می کند و می کشد: واحد اندازه گیری شدت صدا دسیبل است. پائین ترین صدائی که انسان می تواند بشنود 20 دسیبل است. هنگامیکه شدت سر و صدا نزدیک 45 دسیبل است انسان به آسودگی نمی تواند بخوابد، نزدیک 85 دسیبل دردهای گوش آغاز می شود. در سر و صداهای نزدیک به 90 دسیبل آدم نمی بایست 8 ساعت بیشتر در آن فضا بماند، در 100 دسیبل نمی بایست بیش از دو ساعت بماند، در 110 دسیبل نمی بایست بیش از نیم ساعت بماند، و به 160 دسیبل که برسد آدم کر می شود.

در شدت سر و صدای دستگاهای ما فوق صوت که به 200 دسیبل می رسد بافت های خیلی از جانواران دریائی دریده می شود و می میرند. پرنده بلدرچین اگر صدای رعد شدید بشنود می میرد. فـشار موج بالای 200 دسیبل برای انسان کشنده است. مثلاً انفجار یک بمب اتم در فـاصله 500 متری می تواند انسان را بکشد. (البته گرمای آن در آن فاصله کشنده تر است ولی در صورت کشته نشدن با گرمای آن از صدای آن می میرد).

2ـــ هنگام قیامت کسانی در سیارات خواهند بود: موقعیت عـلـمی انـسـان امـروز و رفـتن وی بـه مـاه درسـتی رفــتـن انـسان به سیارات دیگر و بودن وی در آنها را تأیید می کند.

مـراحـل وقـوع قـیـامـت

 

«امروز می پـرسـد: روز قـیامت دیگر چه وقت است ـــ ولی وقتی نور چشم را بگیرد ـــ و ماه ناپدید بشود ــ و خورشید و ماه یکی شوند ـــ آنروز می گـوید: گریزگاه کجاست»! قیامت 6ــ10

 «وقتی خورشید حجیم شود و ستارگان تیره شوند (بمیرند)». تکویر 1ــ2

 «و وقتی جو کنده شود». تکویر 11

« و وقتی دریاها طغـیان کنند». انفطار 3

 « و وقتی دریاها به غلیان آمده و تبخیر شوند». تکویر 6

 « وقتیکه ستارگان کم کم تمام شوند». مرسلات 8

نکات آیات: 1ـ خورشید حجیم خواهد شد. 2ـ چشم را برق خواهد گرفت. 3ــ دریاها طغیان خواهند کرد. 4ـــ دریاها  تبخیر خواهند شد. 5ـــ مـاه خـواهـد گرفت.6ـــ جو کـنـده خواهد شد. 7ــ جو نسبت به زمین بمثابه پوست می ماند. 8ـ ماه و خـورشید یکی خواهند شد. 9ـ ستارگـان تیره خواهند شد (خواهند مرد). 10ـــ ستارگان کم کم تمام خواهند شد.

1ــ خورشید حجیم خواهد شد:

خورشید از هـیـدروژن و هلـیوم تشکیل شده است. بدلیل دمای بـسـیـار بـالای درون آن پیوسته هیدروژن آن تجزیه میشود و به هلیوم و حجم عظیمی از انرژی که گرما و نور و تشعشعات بـا شـد تبدیل میشود. هـیـدروژن آن روزی تـمام می شود و منبع هلیوم آن متلاشی می شـود و دمـای آن بالا میرود. بـه دلیل افـزایـش دما بخش (انبار) هـیدروژن به بیرون هل داده می شود و خورشید گسترش پیدا می کند و غـول آسایِ سرخ رنگ می شود. بعد دوباره کم کم جمع می شود و بعد دوباره امتداد پیدا می کند و بعد دوباره جمع و کوتوله سفید رنگ میشود. (عمر خورشید 5000 مـیـلـیـون سـال دیـگـر بـرآورد می شـود. ایـن تـخـمـیـن  با بررسی انواع انفعـالات هــسـتـه ای مـوجـود در خورشید و در ترکیب خورشید و حساب اشعه های خارج شونده از آن، و حساب جرم آن زده شده است و بستگی به این دارد که: اولاً خورشید پیوسته هـمـیـن اندازه از ماده را تجزیه کند. و ثانیاً: نحوه تجزیه و فعل و انـفـعالات درون خورشید پیوسته به هـمین منوال کنونی خود ادامه داشته باشد. و این چیزی است که انسان از آن مطمئن نیست).

(مصدر تکویر در اصل بمعنی پیچاندن چیزی دور چیزی است. بعد بطور ضمنی بمعنی حجیم شدن، پف کردن، در خود جا دادن یا فرو بردن، کوره شدن و غیره بکار رفته است).

2ــ چشم را برق خواهد گرفت:

هنگامیکه خورشید گسترش پیدا می کند و غول آسا میشود، گازهای داغ آن سرد می شود و رنگ زرد آنها به رنگ سرخ تغییر می کند، ولی از آنجا که با غول آسا شدن آن قطر آن حدود 150 بار بزرگتر می شود و به ما خیلی نزدیک می شود علی رغم سردتر شدن گازهای آن درخشندگی و پرتو آنها برای ما خیلی خیلی بیشتر از آنچه فعلاً هست خواهد شد، و این باعـث برق گرفتن چشم خواهد شد.

 

3ــ دریاها طغیان خواهند کرد:

از آنجا که دمای هـوای قـطبها در حدی نیست که بـرفـهـای آن آب شـونـد سال بسال بر اندازه برف و یخ آنها افزوده می شود.  و به هـمان اندازه نیز از آب دریا رفـته رفـته کاسته میشـود. وقـتی خـورشـیـد آغاز به گسترش پیدا کردن می کند دمای حرارت روی زمین بالا می رود و باعث ذوب شـدن بـرفـهـای قطبها میشود. با آب شدن آنها سطح آب دریاها بالاتر می آید و به این ترتیب دریاها طغـیان می کنند.

 

4ـــ دریاها  تبخیر خواهند شد:

در ادامه گـسـتـرش خـورشـیـد و پـیـوسـته بالاتر رفـتن دمای حرارت در زمین، آبهای روی زمین تبخیر خواهند شد.

 

 

5ـــ ماه خواهد گرفت:

با افـزایش گرما و تبخیر شدن دریاها، جو زمین یکپارچه پر از بخار می شود و ماه دیده نخواهـد شد.

6ـــ جو کنده خواهد شد:

با گسترش خورشید و افزایش دما و تـبخیر دریاها، جو زمین از محدوده زمین خارج می شود و به فضا می رود. گرمای روی زمین روزها گرمتر از درون تنور خواهد شد.

7ــ جـو نسبت به زمین بمثابه پوست می ماند:

واژه «کشط» به معنی پوست کـنـدن اسـت. و «کـشـط شـدن» جـو به این معنی است که جو زمین بمثابه "پوست زمین" می ماند.  قـطر زمین 12800 کـیلومتر است و ارتفاع جو 1000 کـیلومتر. یعنی ارتفاع جو نسبت به قطر زمین تقریباً یک سیزدهم است. این نسبتِ جو نسبت به قـطـر زمـین مانند نسبت پوست به مـیـوه می ماند.

 

8ــ ماه و خورشید یکی خواهند شد:

وقـتـی خورشید امتداد پیدا می کند و بزرگ می شود ابتدا عطارد را می بلعد که در فاصله 58 میلیون کیلومتری آن قراردارد. بـعـد زهره را می بلعـد که در فاصله 108 میلیون کیلومتری آن قرار دارد. و بعـد نوبت ماه میرسد و ماه را می بلعد.  در آن زمان البته فاصله ماه تا زمین بیشتر از آنچه امروزه هست خواهد بود، چون ماه هر سال 3 سانتیمتر از زمین دور می شود. و به این ترتیب ماه و خورشید یکی خواهند شد.

 

9ـــ ستارگان تیره خواهند شد (خواهند مرد):

ستارگان نیز مانند سایر پدیده هـای دیگر تولد و زندگی و مرگ دارند. برخی از ستاره هائی که  می بینیم از خیلی وقتها پیش مرده اند و ما فـقـط  نور آنها را می بینیم، و بـقـیه نیز خواهند مرد.

10ـــ ستارگان کم کم تمام خواهند شد:

در داخل کهکـشـانـهـا از ابرهای گازی موجود در آنها بطور متوالـی ستاره های جدید متولد می شوند. ولی آن ابرهای گازی روزی تمام خواهند شد. وقتـی هـمـه گـازهای موجود در ابرهای گازی تمام شـوند سـتـاره هـای جـدیـد دیـگـری نمی توانند متولد شوند، و به این ترتیب ستارگان کم کم تمام خواهـند شد.

وضـعـیـت آسـمـان در آغـاز قـیامـت

« وقتی آسمان (منظومه شمسی) از هم گسیخته شود، مانند "گـُلی به شکلِ روغنِ ته مانده غذای سرخ کرده" خواهـد شد (رحمن: 37)».     «روزیکه آسمان مانند چیز گداخته (یا روغن گداخته) شود ( معارج 8)».

(«دِهان» بمعنی: روغنِ سرخِ روشن، باقیمانده روغن، ته مانده روغن خوراک سرخ کرده شده ــ روغن مالیدنی ــ جای لیز و لغزنده ــ  چرم سرخ ــ و ابزار روغن مالی است. و همینطور یکی از دو جمع «دُهن» است. دُهن روغن جامد است، (به روغن مایع «زیت» گفته می شود و به روغن جوشان و گداخته«مُهل»). دُهن همینطور به باران ضعیف گفته می شود (بارانی که زمین را کمی چرب و نرم می کند).

«مُهل» بمعنی: چیزی است که با آرامش با آن کار و برخورد می شود. و در معنی دوم خود به: هر چیز داغ و گداخته (از جمله روغن داغ و گداخته) ــ چرک، زرداب ــ طلا، نقره ــ چیزیکه قطره قطره می چکد ــ و اشیائیکه در تنور به نان می چسبند، اطلاق شده است.

وقـتی خورشید گسترش پیدا می کند، برخی از سیارات را می بلعد و برخی دیگر باقی می مانند. و مـنظـومه شمسی از هم گسیخته می شود، و همانطور که قرآن آنرا توصیف نموده و در تصویر می بینیم مانند "روغـن تـه مـانـده خـوراک سـرخ کرده" و مانند  "روغن یا چـیـز گـداخـتـه" خـواهـد شـد.

مردگان زنده خواهند شد و رستگار شوندگان نجات داده خواهند شد

روز قیامت پس از دمـیـده شـدن دوباره در شـیـپـور مردگان زنـده می شـونـد. پـس از حـسـاب و کـتـاب، کـسانیکه رسـتگار می شوند از شرایطی که دیدیم نجات داده می شوند ولی کـسانیکه رستگار نمی شـوند هـمـانـجا جا گـذاشـتـه می شوند.

«روز قیامت می بینی "کسانیکه خـدا را دروغ پنداشتند" روسـیـاه شـده اند. آیـا جای افراد متکبر نباید در جهنم باشد؟! ولی کسانیکه نیک زندگی کردند خدا آنها را با رسـتـگاریشان از آن شرایط بیرون خواهد برد. نه آسیبی خواهند دید و نه خودشان اندوهِ چیزیرا خـواهند داشت»!

«و خواهند گفت: به آن ایمان آوردیم! ولی چطور می خـواهند چیزیکه در فاصله دور در پرواز است را با دست بگیرند»؟

در روز رستاخیز کسانیکه به آن ایمان نیاورده بوده اند وقـتی آنرا ببینند می گویند: به آن ایمان آوردیم!

قرآن ایمان آوردن آنها در آن نقطه را به «با دست گرفتن پرنده درحال پرواز درفاصله دور» تشبیه کرده، که امری غیر ممکن است. یعنی آنجا وقت ایمان آوردن نیست و ایمان آنها پذیرفـته نخواهد شد!